تبليغاتX

ترانه های عاشقانه

ترانه های عاشقانه

.::هر چی آرزوی خوبه مال تو::.
.::تبلیغات::.

 

+نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت20:20توسط سعیده |
باز سلام دیگر و شاد کردن عده ای از دوستان عزیزمممممممممم
به به سلام علیکم..خوفید شلامتید...می ببینم که حسابی روزه اثر کرده و همگی دمر..خسته...ولو تو خونه...الهی ناااااااازی بمیرم براتون...این روزه گرفتن یه طرف و امتحانات ترم هم یه طرف دیگه...واقعا هلاک می شید این طوریا....

این آپم شارژم حسابی نصف شارژیم رو می دونم چرا بقیش هم نمی دونم...اخه در کل من ناراحت یا خوشحال میشم نمی دونم چرا...دیونم دیگه(البته یه تعدادی سوءاستفاده نکننا من به خودم درو وری می گم بگن اره این طورین...من ناراحن می شم.)

می دونی شیه اومدم آپ کنم..از جای که فرصت و وقت آپ کردن سروقت رو نداشتم گفتم پیش پیش بیام واسه خودم جشن تفلد بگیرم..بی جنبم چیکار کنم...خودم واسه خودم تولد می گیرم..البته شهریور هستا طبق معمول همیشه تولد کلی دوست و آشنای من...به وقتش اسم می برم کف می کنید چقدر دوست شهریوری دارم...made by Laie

می خوام انشالله از آپ بعدی روش جدیدی بزارم برای جالب شدن و متنوع شدن وبلاکم..البته خودم می دونما وبلاکم متنوعه ولی خوب بهتره(خوب می خوام یه خورده هم خودم از وبلاک خودم تعریف کنم مثل بعضی ها شما به شوخی بگیرید)

این بار مثل روال همیشه یه داستان آموزنده می زنم و بعدش یه  ترانه های همیشگی بعدش هم شما رو به خیر رو ما رو به سلامت

امیدوارم که از این داستان خوشتون بیاد..البته بخونید و بعد خوشتون بیاد..با اجازه آقا مهیار مجتهدی از سایت دوره کش رفتم.

            *************************نجس ترین چیز دنیا*************************

گويند روزي پادشاهي اين سوال برايش پيش مي آيد و مي خواهد بداند که نجس ترين چيزها در دنياي خاکي چيست. براي همين کار وزيرش را مامور ميکند که برود و اين نجس ترين نجس ترينها را پيدا کند و در صورتي که آنرا پيدا کند و يا هر کسي که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزير هم عازم سفر مي شود و پس از يکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به اين نتيجه رسيد که با توجه به حرفها و صحبتهاي مردم بايد پاسخ همين مدفوع آدميزاد اشرف باشد.

عازم ديار خود مي شود در نزديکي هاي شهر چوپاني را مي بيند و به خود مي گويد بگذار از او هم سؤال کنم شايد جواب تازه اي داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزير مي گويد من جواب را مي دانم اما يک شرط دارد و وزير نشنيده شرط را مي پذيرد چوپان هم مي گويد تو بايد مدفوع خودت را بخوري وزير آنچنان عصباني مي شود که مي خواهد چوپان را بکشد ولي چوپان به او مي گويد تو مي تواني من را بکشي اما مطمئن باش پاسخي که پيدا کرده اي غلط است تو اين کار را بکن اگر جواب قانع کننده اي نشنيدي من را بکش.

خلاصه وزير به خاطر رسيدن به تاج و تخت هم که شده قبول مي کند و آن کار را انجام مي دهد سپس چوپان به او مي گويد: " کثيف ترين و نجس ترين چيزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدي آنچه را فکر مي کردي نجس ترين است بخوري" !!!!

خداییش خوندید...خوشتون اومد

من که وقتی خوندم خیلی ازش درس گرفتم البته درس رو وقتی می فهمم گرفتم که بهش عمل کنم..

خوب حالا بریم سراغ ترانه ها باااااااااااشهComputer...

ت.ن۱:قرار شدش اسم کسای که تولدشونه رو بگم..خوب بسم الله...مامانی گلم ۵ شهریور با خواهر زن داداشم سحر جونHeart Smile....کبری دوست عزیزم۱۲ شهریور...نسرین آبجی عزیز تر از جونم۱۳...۱۸شهریور آقا مهدی وبلاک فقط به خاطر تو از دوستان وبلاکی قدیمی که الان سربازی هستن...۱۸ شهریور خود گلم...بعدش هیوا که نمی دونم چرا الکی شکایت می کنه از من...ح-زینتی داداشی گلمFor You...۲۸ شهریور هم خواهر زاده گل و عزیزم زهراااااااا جون..و خیلی های دیگه که اسم بذارم کلی می شه.

ت.ن۲:تولدشون رو توی یه ترانه مخصوص تبریک می گم امیدوارم که خوشبخت بشن و موفق و عمر طولانی و با عزتی داشته باشن.

                               ۰

ت.ن۳:خوب ببینم کادو ها چی شدش من کادو می خواماااااااااااااااا...

ت.ن۴:ماه رمضون هستش و من طبق معمولی کاسه گدایی دستم گرفتم و واستادم دم درخونتون تا من رو مخلصانه دعا کنید..مامانم رو که مریضه و تایه ماه دیگه باید عمل بشه....و یکی از دوستانی که توی سایت دوره هستیم آقای هاشمی رو دعا کنید که بیماری صعب العلاجی گرفتن..شفاش رو از خدا بخوایید.

                       

ت.ن۵:تولد امام حسن نزدیکه بهتون تبریک می گم تولد این امام عزیز رو

ت.ن۶:احتمال عزیز واسه شب احیا آپ ندارم ولی بچه ها عاجزانه می خوام دعا یادتون نره خواهش می کنم به خدا شدید به دعا نیاز دارم..حدیث دوستم رو هم دعا کنید مشکلی براش پیش اومده که حل بشه

ت.ن۷:پرسیدند بهشت را خواهی یا دوست..گفتم جهنم است بهشت بی دوست..تقدیم به همه دوستای گلم

ت.ن۸:این روزا تو زندگیم یه تحولی پیش اومده یه اتفاق خوب البته تا حالا که خوب بوده امیدوارم که تا آخرش خوب باشه

ت.ن۹:از همه دوستای گلی که من رو فراموش نکردن ممنونم...

ت.ن۱۰:با اجازتون من برم..دوستتون دارم..همگیتون رو به خدا می سپارمتون..تا بعد..بای بای

+نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت2:8توسط سعیده |
السلام علیک...
بازم سلام مثل همیشه...با یه دل الکی خوش

بازم با پرویی تموم اومدم الکی الکی خوشی کنم...با یه دل پر و با یه...نگید این آپ بوی غم میده ها

 

نوچ من هنوز همون سعیده سرتق و لوس هستمااااااااااااا...

تو رو خدا ببخشید..سمانه جون؛نگار جون؛فرشته جون......وای همه و همه ببخشید...یه مدت واقعا روحیم رو از دستت دادم..

 

می خوام مثل روال همیشه اولش یه داستان آموزنده بعد ادامه اراجیف باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

***************************پدر و پسر*******************************

پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد. به زمین افتاد و داد کشید: آآی ی ی ی!
صدایی از دور دست آمد: آآی ی ی ی!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
پاسخ شنید: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
باز پاسخ شنید: ترسو!
پسرک با تعجب ازپدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم خوب توجه کن....
و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!
صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!
پسرک باز بیشتر تعجب کرد.پدرش توضیح داد: مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی،زندگی عینا" به تو جواب میدهد؛ اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلب بوجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما بدست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد .

******************************************************************************************

 

شه طور مطور بوددددددش خوب بید...

تو این ماه تولد دو نفر هستش که نمی تونم تولد بگیرم هم لوس بازی می شه هم بی جنبه بازی می شه....اخه همه دیگه می دونن سعیده هر وقت میاد با یه آپ تولد میاد اینبار نمی خوام رسا تولد بگیرم...هر کسی مردادی هستش از اینجا می تبریکم...

این روزا هم که همه ما می دونستیم شدید تو یه سری بحث ها بودیم که دوست ندارم اینجا بحثش رو وا کنم که صددر صد دعوا در میادش من هم که دوست ندارم نسبت به نظرم توهین بشه نمی گم...فقط آرزو می کنم این تنش ها زودتر تموم شه

ترانه ها رو می گم و تموم کنم :

 

ت.ن۱:بازم می گم همه مردادی ها تولدتون مباررررررررررررک

   

ت.ن۲:اول شعبان که رفتش نیمه شعبان نزدیک میلاد صاحب زمان مبااااااااااارک..التماس دعا

ت.ن۳:کنکوری ها تقریبا نتایجشون مشخص شد پارسال از دوستان فرزادی قبول شدش امسال تا حالا حدیث گل مجاز شده و از دوستان وبلاکی آقا محمد رتبه ۱۹ کنکور هنر رو آوردن...براشون آرزوی موفقیت دارم

ت.ن۴:درگیر مریضی مامان هستم تا اواخر مهرماه انشالله عمل می شه الان شیمی درمانی می کنه واسش دعا کنید

ت.ن۵:کمکم کنید تا وبلاکم رو به روزای اوجش برسونم

ت.ن۶:----گفته بودم تو بیای غم دل با تو بگویم              چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیای----

ت.ن۷:این آپ کاملا آبکی شد و همتون خیس و کامل شرمنده...حسش نبود

ت.ن۸:یه حرف مهم با یه تعداد افراد....تعداد که نمی شه گفت یکی هست که میاد وبلاک و نظرات من رو می خونه و می ره برای خودش مفهوم و معنا برداشت می کنه همه دوستان می دونن که من بیشتر از ۴ سال هست که این وبلاک رو دارم و با کسی بد برخورد نکردم یا نشده که طوری جلب توجه کنم یکی از دوستان هست که خوشم نمیاد اسم بیارم میاد و این نظرات و مطالب رو چک می کنه و از هر منظور چیزای رو برداشت می کنه از همین جا می گم من و این دوستان وبلاکی هیچ رابطه ای نداریم جز رابطه سالم وبلاکی کسی که میاد و اینجا بر فرض مثال می گه سعیده جون دلیل بر این نیست رابطه فرای وبلاک داریم پس خواهشن کسی این طوری برداشت نکنه..این نظرات خصوصی رو که می خونم حرصم در میادش...تو زندگی من کسی نیست که بخوام اینجا بترسم از بیانش..پس از نظرات برداشت بد نشه...

ت.ن۹:یه جمله بی ربط...از عاشقی و این چیزا بدم میاد یه مشت حرفای مسخره هست و بی خود سعی کنید تا وقتش عاشق نشید چون عاشقی یعنی فنا شدنتون

ت.ن۱۰:زیاد ترانه شد تمومش کنم خوبه...همتون رو به خدای مهربون می سپارم تا بعد باااااااااااااااای

 

+نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد1388ساعت3:47توسط سعیده |