تبليغاتX
ترانه های عاشقانه
ترانه های عاشقانه
شلام به همه دوستای گل و گلاب

بعد از یه ماه و ۱۲ روزی که از سال جدید می گذره اومدم با کلی شرمندگی یه چند خطی رو بنویسم رو برمخوب می دونم که دیگه کفر همه رو در اوردم و همتون از دستم ناراحتید و تو دلتون هر چی دوست دارید بد و بیراه به من می گیدالبته هم حق دارید من خیلی دارم دیگه تنبل می شم ولی باور کنید دسته خودم نیست لااقل اگه درست و حسابی درسام رو بخونم نمی سوزم ولی از همه جا آوراه سرگردونمهر روز یه تصیمیم می گیرم و نمی تونم بهش عمل کنم .........

مثلا یکی از دوستای عزیز تر از جانم سر این تنبل بازی هام کلی کفری شده و حسابی از دستم عصبانی هستش

این آپ رو هم اومدم فقط و فقط به خاطر گل روی یکی از بچه ها فقط به خاطر اون اومدم آپ کنم

همتون بهتر می شناسید اشک ابر خودمون که الان به همراه دوستش آقا حامد مدیریت یه وبلاک جدید به اسم از همه جا خبر رو بر عهده گرفته

راستش ازش خیلی خجالت می کشم آخه به خاطر یه مسخره بازی کوچک من نتونتسم.....اینجاخالی گذاشتم که خودش می دونه چی می خوام بگم.

با این که حدود ۳ روز از روز مهم ۹ اردیبهشت  گذتشه من با هزاران شرمندگی اومدم تا دین عقب افتاده و وظیفم رو ادا کنم

۹ اردبیهشت مصادف بودش با تولد فرزاد عزیز که من نتونستم همون روز بهش تبریک بگم به خدا هنوز به خاطر اون مسئله ناراحنم می دونم فرزاد ازم انتظار داشت که یه تبریک داغی از من بشنوه ولی من خاک بر سر که هیچ وقت خودم رو نمی بخشم کوتاهی کردم خدا لعنتم کنه

اومدم تا اینجا هم بگم من رو ببخشه همه جلوی همه بهش تبریک بگم و اظهار ارادت کنم و بگم .....

    

فرزاد جان تولدت مبارک امیدوارم که سال های خوبی رو داشته باشی و برات آرزوی موفقیت دارم امیدوارم که تو زندگیت خوشبخت بشی

بازم من رو ببخش

*یه حرف مهم:  امروز مصادف با بزرگداشت شهید مطهری و روز گرامی معلم هستش از همین جا به همه معلم های عزیز و مهربون مخصوصا مامانی گلم و لی لی و خودم تبریک عرض می کنم

         

من دیگه زیاد مزاحمتون نمی شم بازم فرزاد جان تولدت رو تبریک می گم

همتون رو به خدا می سپارم و براتون آرزوی موفقیت دارم

تابعد

بای بای


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
شلام علیکم خوفید  خوشید با بی وفایی ها ما شیکار وکینید خسته نشدید که این همه من دارم بهتون سر می زنم

غرض از مزاحمت اینجانب اومدم براساس رسم و روسوم وبلاکی اخرین آپ سال رو بکنم

ما که شرمنده همه دوستان شدیم دوستان عزیز به خدا خیلی گیر کردم نمی تونم به هیج کدومتون سر بزنم مخصوصا  آخرای درسم هستش که علاوه بر ترم های آخر درسم یواش یواش هم باید استارت خوندن برای ارشد رو هم شروع کنم درثانی من اصلا خونمون نیستم و به نت دسترسی ندارم خونه هم اومدنی نمی تونم بیام سر بزنمواسه همین همه فکر کردید بی وفا هستم

مثلا همون هیوا دیونه خودمون از من قول گرفت چند شبی آن شم نمی خواد قبول کنه که بابا ما خونمون همیشه مهمون میادش من که نمی تونم اونا رو ول کنم بیام پشت سیستم و چت کنم تو رو خدا شما می تونید

یا داداشی خوب و مهربونم که سام که از روش شرمنده هستم نه به وبلاکش رفتم نه حتی افی گذاشتم  ..

تو رو خدا نگید سعیده بی وفا است نگید به قران این طور نیست شرایطم بد شده

بگذریم از این ناله  امشب که دارم آپ می کنم آخرین روز سال ۸۶ هستش یه چند ساعت دیگه خدا بخواد ما وارد به سال ۸۷ می شیم

تو رو خدا سر دعای تحویل یادتون نره

این عید رو پیشاپیش تبریک می گم امیدوارم که سال خوبی داشته باشید

چند تا پی نوشت دارم و بعدش به خدای بزرگ می سپارمتون تا سال ۸۷

پ.ن.۱ بازم سال ۱۳۸۶ رو به همتون تبریک می گم امیدوارم در کنار خانواده هاتون سال خوبی داشته باشید

پ.ن.۲ تولد یکی از دوستان عزیز و خوب همون دامون هستش از همین جا تولدش رو بهش تبریک می گم آرزوی خوشبختی رو براش توی زندکیش دارم

پ.ن.۳مدیریت وبلاک اشک ابر سابق یه وبلاک جدیدی زده که برید ببینید دیدنش خالی از لطف نیست فرزاد با همکاری دوستش  از همه جا خبر 

پ.ن.۴ همه دوستان تو رو خدا ما رو از دعاهاتون سر سفره هفت سین وقت شنیدن دعای یا مقلب القلوب فراموش نکنید

پ.ن.۵ امیدوارم کلی عیدی بگیرید علاوه بر زیاد بودن پر برکت هم باشه

پ.ن.۶ اخریش هم هیچی دیگه می خواستم بگم دوستتون دارم همیشه به یادتونم موفق باشید تا بعد باااااااااااااااای باااااااااااااااااای

                   سال نو همتون مبارک


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
شلام بر همه دوستان گل و گلاب

آخ اگه بگید این دفعه واسه چی اومدم تا مختون رو بخورمها هیچ کدومتون نودونید آخه خودم هم یادم رفته بودش چه برسه به این که شما یادتون باشه(دیگه ببین من چه عجوبه ای هستما)

خوب بگذریم برویم اندر سر اصل مطلب:جونمون واستون بگم منه عقل کل دو سال پیش با پیشنهاد یه عقل کل تر از خودم زهرا جون خودم یا به قول یکی از عزیزان آبجی زورو(البته یادتون که هست زهرا همون خواهر زاده عزیز و دلبند من هست) تصمیم گرفتیم برای فک زدن و عذاب دادن اهل اینترنت یک وبلاکی دایر کنم با این حساب که گفتم  ۱۱ بهمن ماه سال ۸۴ سالروز عزای عمومی خانواده معزز و محترم و بزرگ وبلاک نویسان محترم می باشد

                    

با این که یه چند روزی دیر یادم اومد که تولد دلبندم هستش ولی رسما اعلام می کنم که ترانه های عاشقانه با مدیریت عقل کلی به نام سعیده دیونه وارد سومین سال زندگی خود شدحال تا کی و چه زمانی قراره این وبلاک دوم بیاره الله و اعلم مونده به اتفاقات آتی

خداروشکر تو این مدت من خیلی چیزا یاد گرفتم و خیلی دوستا پیدا کردم و همیشه هم همه جا اسماشون رو آوردم فکر کنم از بین این ها این دامون عزیز رو خیلی شنیده باشید همون که اون قدر به من لطف داشت که مدیرت وبلاک خودش رو به من واگذار کرد (جان عزیز است)  تا با همکاری همدیگر اداره کنیم.

خواهر و خوب و مهربانم مسیح عزیز که واسطه ای  برای آشنایی من و دامون بودش. خواهری که خیلی برای من ارزش داره و خیلی دوستش دارم

عزیز و مهربان دیگر علی یا همون معروف به اشک ابر هست که تو سر و سامان دادن این وبلاک از جمله قالب وبلاک خیلی کمکم کردش همیشه از راهنمای هاش استفاده کردم

لی لی دوست 12 سال خوب و مهربان(مدیر وبلاک کوچه سار عشق) که همیشه اون رو بخوام برای کسی معرفی کنم با این عنوان می گم دوست و خواهر و همکار و هم شهری و هم محله ای و هم رشته ای عزیزم و نامزد خوب و مهربانش متین یا همون داداش محمد عزیزم(مدیر وبلاک نوای عاشقانه)

داداشی های خوبم مهدی و سام خوب و مهربان که هر دو این ها تو درست کردن وبلاکم خیلی کمکم کردن و داداش کیوان .و داداش مرتضی...

دنی خوب و مهربون D&A که یه رفیق خوب و مهربون که از همون اوایل وبلاک همیشه من رو همراهی کردش و ....

و و  و این دیونه شهریوری خودمون هم که همیشه گفتم و بازم می گم که همیشه اذیتش کردم چه میشه کرد دیونه ایم دیگه و دیونه ها رو اذیت می کنیمان شالله که حلالم می کنم.

و خیلی از دوستان گل که اگه بخوام اسم تک تکشون رو بیارم یه طومار درازی می شه که این طوری دوستان خوب و مهربون ناراحت می شن فقط یه چند تا از دوستان قدیمی رو میارم درسته که این سالگرد به شکوه سال پیش نشد و لی خوب عذر من رو پذیرا باشید.

دوستان قدیمی من که از اوایل این وبلاک من رو همراهی کردن:((دوکبوترعاشق یا همون میکده  دات کام)) آنیما.مهر((محمد حسین آقای رفیعی)) ((آقا محسن آلاچیق عاشقانه و سرخ پوشان فیروز کوه))  ((آقا سیاوش انتظار صبح)) ((  دل من هوای تو کرده سعیده  عسگری خواهر گلم )) ((کاکو شیرازی آقای احمد رضا جهاندیده )) (( ضد و نقیض یا همون آقا مهدی استقلالی)) ((آقا میلاد گل و گلاب همون ورود ممنوع)) ((گلشیفته فراهانی داداش جواد)) ((عشق همیشه جاوید سعید )) و ..... خیلی از دوستای خوب و مهربونم که از آوردن اسم تک تک اون ها شرمنده هستم

و یه موضوع دیگه هم فرارسیدن ایام فرخنده دهه فجر هستش که تا 22 بهمن یه دو روزی رو وقت داریم از همین جا سالروز پیروزی انقلاب اسلامی رو به همه دوستان عزیز تبریک می گم و من خیلی خوشحالم که هر سال سالگرد وبلاکم به این ایام برخورد می کنه

                

 

بذارید اخرش هم یه جک درباره همین ایام بگم و رفع زحمت و کینم:راستش از یکی از این قومیت های ایرانی که اسمش رو نگم فکر کنم بهتره می پرسن که 22 بهمن چه روزی هست می گه روزی هست که امام  خمینی (ره ) به ایران حمله کردش 

خوب من دیگه برم

برای همتون آروزی موفقیت دارم و از این که من رو باز تنها نمی ذارید از همتون تشکر می کنم

خدا نگهدار همتون تا بعد

بـــــــــــــــای بـــــــــــــــای


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
سلام دوستای گلم

یکی نیست به من بگه آخه خجالت نمی کشی بعد از یک ماه  و نیم اومدی و می خوای آخه چی بگی  والله خجالت خوب چیزی .

به خدا اینقدر این روزا همه چی خورده به هم که که تو عرض یه ماه شاید ۵ ساعت و شاید هم کمتر نمی تونم به نت دسرسی پیدا کنم یه خاطر این گریه نمی کنم که چرا دیر به دیر میام به نت نوچ به خاطر این که دیگه از دست این همه کار های و فکرای مشغول حالم بد می شه بابا آدمی هم ظرفیتی داره.

نمونش همین امتحانای پایان ترم هستش که ۷ دی ماه شروع می شه وای اولین امتحان هم پزشگی قانونی اون وقت من عوض اینکه بشینم درس بخونم اومدم ۱۵ روز تلب شدم تو خونمون هر کاری می کنم به جز درس خوندن

۱۰ روزش رو که من به همراه دوستم لی لی داشتیم کارگری می کردیم دستیار بنا آخه خونمون رو داریم درست می کردیم گفتیم چرا پول کارگر بدیم خوب من و لی لی شدیم کارگر و یکی از دوستام که اسمش رو نیارم بهتره ... شده بود سرکارگر امان از وقتی که می خواست کار کنه هیج کسی نمی تونست بره باهاش شوخی کنه  منم همش ضایع می کردولی روزای جالبی بودش به خاطر خیلی چیزا.......

حالا امتحانا نزدیک شده من از امتحانا می ترسم انشالله..

اومدم بعد از این مدت یه اپ مثلا کوچولوی بکنم و بگم که هیچ یک از دوستام رو فراموش نکردم

۱.یکی از دوستای گلم از روشی که تو پست گذشته در پی گرفته بودم خوشش اومده بودش هم نوشتن پی نوشت می خوام تا جایی که می تونم همین طوری بنویسم

۲.شب یلدا و عید قربان گذشت نتونستم تبریک بگم به عوضش پیشاپیش عید سعید غدیر رو به همه دوستان تبریک می گم (مخصوصا سید ها)=راستی شب یلدا تولد خواهر زاده گلم هم بودش فاطمه  جون که وارد ۶ سالگی امیدوارم که عمر با عزت و طولانی و پر برکتی در کنار خانوادش داشته باشه

                       

۳.امتحانا نزدیکه شده امیدوارم که همه برو بچ خوب و مهربان از این امتحانا سربلند در بیان و نتیجه تلاشش رو ببینن

۴.یه چیز مهم دیگه هم تولد حضرت مسیح کم مونده از طرفی چند روزی به آغاز سال ۲۰۰۸ میلادی فرصت داریم جا داره که من زودتر و پیشاپیش سال جدید و این تولد مسیح رو به همه مخصوصا مسیحیان هم وطن عزیزمون تبریک بگم

     

سال میلادی خوبی داشته باشید به قول خودتون کریسمس مبارک

۵.دلم واسه دوستم خوب و مهربانم خیلی تنگ شده از طرفی هم نگرانش ولی بی انصاف نمی خواد به من خبرش رو بده فکر کنم قهر کرده در حالی که اصلا گردن من نبوده خودش هم بیشتر فکر کنه می تونه من رو درک کنه بچه ها دعا کنید بازم با من آشتی کنید

۶.این دفعه بچه ها یه ادرس یه وبلاک رو می خوام بدم من که خیلی خوشم اومدش تازه با مدیرش آشنا شدم آقا علی رفتنش براتون ضرر نداره از نوشته هاش و حرفاش خیلی خوشم اومدش دیوونتم عشق هشت ساله من .

۷.دیگه باید تموم کنم آخرش از دوستای گلی که تو پست قبل من رو تنها نذاشتن تشکر کنم مخصوصا اون دیونه شهرویوری هیوا که من اذییتش می کنم ولی هیچ وقت ناراحت نمی شه از دستم

۸. تو رو خدا بچه ها اگه نتونستم بهتون سر بزنم یا دیر به دیر بیام یا دیر آپ کردم از من گله نکنید به قران نمی رسم حداقل مطمئنم تا یه ماه به نت دسترسی ندارم چون دیگه دارم می رم شهرستان واسه امتحانا. من رو هم دعا کنید. همتون رو به خدای بزرگ می سپارم. و براتون آرزوی موفقیت دارم

تا بعـــــــــــــــــــــد خدانگهدار

زمستان خوبی داشته باشید


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

بسم ا..

سلام به همه دوستای گل و گلاب به خوا از گل روی همه شما عزیزا خیلی شرمندم آخ اگه بفهمید که چه مشکلاتی برام پیش اومده نمی دونید کهمی دونم فاصله این آپ با اپ قبلیم خیلی زیاد ولی به خدا شرمندتون.

کلی حرف واسه گفتن داشتن ولی زبونم بدجوری گرفتش که قادر به گفتن هیچ یکی از اونا نیستم فقط از همتون عاجزانه یه خواهش دارم که من رو دعا کنید اخه یه مشکلی خیلی بزرگی برام پیش اومده دعا کنید که درست بشه امیدوارم دفعه بعد که میام یه خبری خوبی داشته باشم لااقل این مشکل بزرگم حل شده باشه و من با روحیه خیلی خوب براتون بنویسم

جدای این حرفای دپرسی یه اهنگی رو خیلی زیاد دوست دارم و جدیدا خیلی گوش می کنم متنش رو خیلی دوست دارم و می نویسم امیدوارم که از این شعر خوشتون بیادش

اون که یه وقتی تنها کسم بود 

تنها پناه  دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال می کردم پیشم می مونه

ترانه عشق واسم می خونه

خیال می کردم یه هم زبونه

نمی دونستم نامهربونه

با این که رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هر جا که می رم جلو چشامه

دلم می خواد تا دوام بیارم

رو درد دوریش مرحم بذارم

اما نمی شه راهی ندارم

نمی تونم من طاقت بیارم

 

۱...چند تا نکنه خیلی مهم دیگه هم هستش که باید قیدش کنم تو این آپ....یکش که تو همه تقویم ها اونم تولد ضامن آهو حضرت رضا علی(ع)هستش  می دونم که  خیلی این امام رو دوست دارن و بیشترتون هم مطمئنا می رید زیارت هر کدومتون رفتید دعا یادتون نره هااااااا به جای من هم رو سیاه زیارت کنید.

۲...آذرماه هم دوم آذر هم تولد یکی از دوستای خوب خوب من لی لی خودمون ( کوچه سار عشق )هستش دوست صمیمی من که ۱۲ سال هستش با من هستش.از همین جا بهش تولدش رو تبریک می گم امیدوارم که سال بهتری داشته باشه و هر چه زودتر برای همیشه به محمدش برسه و در کنار هم زندگی خوبی داشته باشنآرزوی خوشبختی هم براش دارم

۳..امتحانا هم کم موندش تا چشات رو باز می کنی می بینی امتحان ترم اول می رسه بازم دست خالی و مغز خالی باید بریم سر جلسهولی خداروشکر بهتر از ترم قبله لااقل یه چیزای خونده شده

۴..خیلی از افراد از دست من خیلی ناراحت شدن یکیش که می دونم هیج وقت من رو نمی بخشه ......اسمش رو نمی گم ولی خودش می فهمه ازش معذرت می خوام ولی هنوز هم نتونستم فراموش نتونستم فراموش کنم

۵..یکی دیگه از دوستان هم هست که کلی با نظراتش من رو شرمنده خودش کرده همون دیونه شهریوری که اسمش هیوا است به خدا شرمنده که این همه بی توجه شدم هم به خاطر این هم به خاطر.... می بخشی که

۶.. اگه بازم آپم دیر شدش تو رو خدا من رو ببخشید درس نمی ذاره مثل قبل سر بزنم و زود زود آپ کنم

۷..اخرش ممنون که به وبلاک من سرزدید و ممنون از کسای که تا اخر وبلاکم رو خوندید .موفق باشید دعا یادتون نره تا بعد بااااااااااااااااااای

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

سلام با شرمندگی خیلی زیادقرار بودش که اواخر شهریور من اپ کنم ولی متاسفانه با اتفاقات اخیری که برای من افتادش مانع این شدش و من مجبور شدم که دیر از اون وقت اپ کنمتو این مدت انقدر اتفاق افتاد برام که هیچ اشک ابر کدومش رو نمی تونم به زبان بیارم ولی مهترین چیزی که تو این مدت تونستم بهش برسم این بودش که آدم های دوره برم رو خیلی بهتر و خوب شناختم و فهمیدم که کی کی بوده.

بهتون گفته بودم که همزمان با شروع کردن ترم درسی دیگه بی خیال نت و این چیزا می شم حتی می خواستم وبلاک نویسی رو هم بی خیال شم ولی نتونستم.

هر از گاهی نوشتن تو وبلاک لااقل کمی از حرفای دلم رو می تونم بگم و خودم رو سبک کنم واسه همین دوباره تصمیم گرفتم ادامه بدمو یعنی رابطه خودم رو با نت فقط با وبلاک نویسی حفظ می کنم و همین

راستی امروز که دارم آپ می کنم اخرین روز ماه مبارک رمضانه یعنی وداع با این ماه زیبا فردا انشالله عید سعید فطز هستش واسه کسای که توسنتن این یه ماه به نفسشون غلبه کنن عیدشون هستش من این عیده زیبا رو به همتون تبریک می گم امیدوارم که طاعان و عباداتون مورد قبول حق واقع شده

از دوسته خیلی خوبم اشک ابر  به خاطر کمکاش در درست کردن قالب جدید تشکر می کنم خیلی زحمت کشیدش

و اما اپ این بارم یه داستان کوتاهی هستش که یه جای خوندم خیلی خوشم اومدش حیفم اومدم برای شما نذارمش امیدوارم شما هم خوشتون بیادش

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!
     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

موفق باشید و سربلند

تا بعد

خدا نگهدارتان


         
 

لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
                             

مثل همیشه اول سلام خوبید

تو دلتون حتما همش بد و بیراه می گید که چرا هم دیر اپ می کنم و هم چرا به هیچ  کسی سر نمی زنم بچه ها تو رو خدا شرمنده این تابستونی انقدر سرم شلوغه که دیگه نفس کشیدن گاهی وقتا برام وقت می خوادش

جا داره از همه اول من این ماه زیبا و دوست داشتنی رو به همه بچه ها تبریک بگم همین اعیاد شعبانیه از جمله تولد سلار کربلا امام حسین علمردارش حضرت ابولفضل و پیام رسانش سجاد رو تبریک می گم مخصوصا مخصوصا امروز که من عاشق این روزم عاشق سقااااااااا

نمی دونم شما هم این احساس رو دارید یا نه حال و هوای شعبان یه چیز دیگه است ادم یه طوری می شه  من که اصلا روحیم فرق کرده تو این ماه .

راستی مرداد هم تموم شدا یعنی داره تموم می شه  می دونید که یعنی چی یعنی با زبان بی زبانی دارم بدبخت می شماخه از ۱۱ شهریور امتحانه ترم تابستونم داره شروع می شه و من هیچی نخوندم ولی شهریور رو به خاطر یه چیز دیگه دوست دارما خب اخه تولد خیلی از عزیرانه منه مامانی گلم ابجی گلم زهرا خواهر زادممحسن خواهر زاده دیگم  سحر و کبری دوستای گلم ویکی دیگه دوستام که همزمان با من تولدشه و از دوستای خوبه دیگه هم و  خودم.... (به خاطر اینکه کادو نگرید نمی  گم من چندمه شهریورم)خوف همه ما شهریوری هستیم دیگه شهریوری یعنی خانه خراب کن این فاجعه قرن رو به همه تسلیت می گم خب ناچارید تحمل کنید

خب می بیینم که حاله همگی دربست گرفته شد خب شیکار کنم

راستی یه چیز دیگه من از مهر ماه به بعد خیلی کمتر میام نت  دیگه خب کم غصه بخورید خب می رم این مدت رو شهرستانی که درس می خونم به سلامتی بچسبم به درس و مشقم دیگه این سه ترمی درس و مشق رو تموم کنم و به جمع لیسانسیه های بیکار اضافه شم گناه دارن تنها می موننواسه همین می گم که کم میام نت فوقش بیام هفته ای یه بار چک اف کنم و کامنت ها رو بررسی و کنم و سر بزنم به دوستات ولی دیگه تند تند نمی تونم بیام انگاری من هم دارم ادم می شم (ان شاالله)

این هم حال گیری دویوم (دوم )من بود واسه شما داشتم الهی ناژی ناژی دلم براتون کباب شدش

دیگه سومین ضد حال رو بهتون نمی زنم و می رم

بازم از اینجا از همه دوستای گلم که بهم سر می زنن تشکر می کنم امیدوارم که بتونم جبران این همه لطفتون رو بدم  

 تو رو خدا اگه از من خبری نشدش درکم کنید به خدا نمی رسم سر بزنم چون که همش درس و کار انشالله خدا بخوادش یه اپ هم اخرای شهریور می کنم و بعدش خدا می دونه.

از همین جا بازم هم از همه شما تشکر می کنم به خدا حضورتون موفق باشید تا بعد بای


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

این بار می خوام بدون مقدمه چینی برم سر موضوع آپی که این دفعه می خوام بکنم

 

اول از همه روز پدر رو به همه بابای مهربون تبریک می گم به بابای نداشته خودم هم  تبریک می گم

 

راستش درسته که حدود 17 سال از داشتن پدر مهربون محروم شدم ولی وظیفه خودم می دونم که  13 رجب که مصادفه با تولد شیر خدا حضرت علی (ع) که ما ایرانیان روز پدر و مرد و یا به عبارتی روز تمام اقایون و کلا جنس مذکر هستش  به همه پدرای ایران زمین همه مردا. آقایون .به مامانم  که تو این مدت علاوه بر مادر بودن پدرم هم یودش ، داداشام که هر کدوم ماشالله واسه خودشون مردی شدن ، به عشق دوست داشتنی من و پدر مهربون و دوست داشتتی اش  و باز به همه آقایونی که به این وبلاگ سر می زنن تبریک می گم

 

و اما موضوع دیگه:

 

خدمت تمام مومنین و مومنات گرامی عرض کنم ان شالله رحمن از جمعه شب شاهد برگزاری مراسم پرفیض اعتکاف می باشیم از تمام کسای که در این مراسم پرفیض شرکت دارن عاجرانه خواستار دعاهای خالصانه هستم  ما رو از دعای خیرشون دریغ نفرمایند

 

 بچه ها از شوخی گذشته ازجمعه شب اعتکاف شروع می شه تا بعد از افطار دوشنبه هر یکی از دوستانی که شرکت می کنن التماس دعا دارم امیدوارم که ما رو از یاد نبرید من که لیستی بزرگی از همه دوستام گرفتم و تکتنون رو دعا می کنم البته اگه خدا ما رو قبول داشته باشه و دعاهای ما رو قبول کنه

 

امیدوارم که تو این ماهای عزیز همه دوستان به همه حاجت هاتون برسید

بازم روز پدرو مرد و رو به همه اقایون تبریک می گم

 

                                             تولد حضرت علی هم بر همه مبارک باشه

                Father's Day


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
بعد از کلی روز سلام

این دفعه یه مطلب عبرتی دارم و اموزنده  امیدوارم که درس بگیرد چون دارم تجربه خودم رو می گم

بنا بر تجربه اینجابت بزرگوار که چند تا بلوزی و  پیراهنی بیشتر  پاره کردم به یه سری تجربیات مهم رسیدم که چون من در کل ادمی هستم که دوست دارم همه از تجربیاتم استفاده کنن به همه می گم

و اما تجربیات انیشتنی من: بچه های خوب از این ترم گذشت خیلی خسته شدید می دونم ولی می گم از ترم این رو سر لوحه کارتون قرار بدید  بر اساس تحقیقات اینجانب تو این ترم به یه نتیجه اساسی رسیدم که اصلا تو ترم درس نخونید  می خونید که چی بشه هی می رید تو کتاب اینگار ریختن بی خیالش این کتاب هیچی توش نیست این بی خیالی رو تا ۲ روز به امتحان ادامه بدهید فقط باید کمی سرکوفت و تهدید از اهل خونه  رو هم تحمل کنید( این البته چاشنی تحقیق منه ) فقط باید خییلی تحمل کنید چون همینطوری بی خیالی رو ادامه بدید احتمالا تهدید ها از طرف خانواده زیاد شه که اگه این ترم مشروط بشی فلان کار می  کنیم و هزار تا تهدیدات دیگه اگه واقعا مرد عملید توجه نکنید مثل من (بزن بر طبل بی عاری که ان هم عالمی دارد)

همین که دو روز موند به امتحانا تازه بی افتید به درد تهیه برنامه امتحانی و اگه دیگه خیلی پردل و جرئت هستید و کتاب نگرفتید الان دیگه وقتشه که کتابا رو تهیه کنید  هر کسی هم گفت که تو هنوز برنامه امتحانی نداری به تو می گن درس بخون  ریکلس و راحت بگید مثلا زود تهیه می کردم که چی  درس خون واقعی منم  نه که مثل تو گرفتی الکی زدی به دیوار این روش حاظر جوابی   بعد تازه به این نزدیک امتحانا بی افتید به حول و لا و شروع کنید به درس خوندن این یه روش خوبی هم برای کم کردن وزن هستش بدون خرج کردن و پول باشگاه برای کم کردن وزن  چون از استرس نه می تونی غذا بخوری و نه بخوابی خب به طبع درعرض یه ماه  لاغر می شی همون طوری که خودت می خواستی با همین روش که پیش می بری می ری سر جلسه امتحان با نیت مشروطی ولی می بینی که امتحانا رو همین طوری بدون اینکه تو طول ترم خوندی و فقط شب امتحان خوندی خوب  می نویسی فکر می کنی شانسیه ولی نه امتحانای دیگه هم هین طوری هستا  پس به این نتیجه می رسی که اقا خوندن تو طول ترم کشکی بیش نیستش   و روی دست رو داغ می کنی که همیشه دیگه شب امتحان بخونی (عین من) فکر کنم تو این بین هم به معچزه خداوند هم یقین  پیدا می کنیدخب این همه یه نکته دیگه بودش که به وحدانیت خدا ایمان پیدا می کنی و همش نماز و دعا شدید مومن می شی ولی متاسفانه فقط اختصاص به یه برهه داره

 واسه این روش باید نکات ایمنی رو هم  رعایت کنید که شاید واسه بعضی ها صدق نکنهاون موقع خر و بیار باقلی بار کن

در کل واسه ۸۰٪ صدق می کنه امیدوارم کسای که امتحان می کنن جز ۸۰٪ باشن

من که این طور گذروندم بدون اینکه تو طول ترم خونده باشم  ولی واقعا به خیر گذشت  خب یه بار تو عمر شانس آوردن هم کلیه

خب دیدید چه تجربه خوبی رو بهتون گفتم از این روش استفاده کنید  خیر می بیینید ولی اون بچه + ها نیان اینجا داد و هوار راه بندازن و همش به من بد بگن . نگن که چرا دارم جو رو منفی می کنم و اشتیاق برای نخوندن ملت به درس  می کنم  خب به من چه این یه تجربه شیرین افلاطونی من بودش  حالا خود دانید اخرش هم یه نتیجه گیری کوچولو دارم که می گم بهتون  البته هر کسی بر اساس فکر و اعتقاد خودش عمل می کنه به  من هم نگاه نکنید به این آپ یه چیزی ردیف کردم ولی در اصل موافق نیستم  و امیدوارم که هیچ کسی موافق نباشه ولی عمل کردنش نتیجه می ده  

و اما نتیجه اخلاقی این آپ: تو طول ترم درس نخوندید می خواید چیکار ترم رو عشق و صفا کنید تحقیقات نشان داده شب امتحان بخونید این طوری امیدی هستالبته قبلا همه همه جوانب در نظر گرفته شود از جمله درصد شانستون

من تا به حکم تیر  محکوم نشدم در رم که الان این بچه درس خونا می کشن  من رو هم از بابت  شوخی هام ببخشید بعد از کلی روز خیلی درهم و چرت و پرت نوشتم شرمنده از کسای که تو این مدت اومدن و نظر دادن  و من نتونستم سر بزنم شرمنده  باز ممنون از لطفتون که میان و سر می زنید

همگی موفق باشید

تا بعد

        


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
 

بسم الله

 این دفعه باید از اول از همه دوستای گلم یه مغذرت خواهی کوچولو بکنم   چون که این دفعه یه ذره بیش تر از قبل اپم طولانی می شه. جون که قراره تو این پستم درباره استان اردبیل( استان خودم ) بگم و کمی از تاریخچه اون و موقعیت چغرافیاش

راستش این پسته من به خاطر یه کامنتی  هست که شخصی به نام (بی وفا) برای من گذاشته بود که حالا چه به شوخی و یا مسخرگی یا واقعا براشون جای سوال بوده پرسیده بودن که استان اردبیل اصلا در کجا واقعا شده  من هم دیدم که چه موضوعی بهتر از این هستش که این دفعه درباره شهرستان خودم(نه شهر اردیبل) بنوییسم فکر کنم که از همه چی بهتر باشه درضمن این رو هم بگم اگه به تقسیمات کشوری مراجه کنید  خواهید دیگه که استان اردبیل مرکزش شهرستان اردبیله (نه شهر اردبیل ) بگذریم

                          این یه نقشه کوچیک هستش از استان اردبیل با شهرستاناش

                                                       

موقعیت جغرافی: اردبیل در شمال غربی کشور ایران واقع شده( قابل توجه بعضی ها که اگه نمی دونن بدون که ایران هم تو اسیا واقع شده ) استان اذربایجان غربی(تبریز) و گیلان(رشت) همسایه های استانی این شهرستانه(شهر نه هااااااا ) از بالا هم که با کشور شوروی سابق هم مرزیم

النمان ها و مهمترین جاهای اردبیل : نمی دونم چقدر با اردبیل آشناید ولی فکر کنم حدود بیشتر از ۵۰٪  هم وطنان  با استان اردبیل آشنا باشن لااقل به خاطر وجود شهر توریستی و زبیای   سرعین   کمتر کسی هستش که به اینجا نیومده   سرعین شهر ی هستش که پر از ابهای گرمه و هر سال پر از مسافر  فقط خودتون باید بیاید و بییند تا به حرفه من برسید اآبهای گرمی که از دامنه سرسبز سبلان می جوشن و با شنیداتی که من دارم این ابهای گرم حرارت زمین رو بیرون می اره اگه این ها نبوده شاید خیلی وقت ها پیش شاهد فوران شدن اتشفشان خاموش سبلان بودیم خدایی باید یه بار به این شهر بیاد و ببین که چقدر خوبه استخر های که توسط این چشم ها درست شده هر کدممشون برای یه مریضی خوبه (ساری سو =اب زرد/ ۵ باجیلار=۵ خواهر/ ژنرال /گامیش گولی /قهوه سویی= اب قهوه/ قره سو=اب سیاه/ اب درمانی سبلان/ بیله دره/...) این اسم های که گفتن اسم تعدادی از ابهای گرمی هستش که تو سرعینه راستی اگه اسمه خود این شهر رو هم دقت کنید می بیند که سرعین یک اسمه عربی هستش که به اون سر چشمه می گویند

سایر شهرهای دیگه هم هستش که ابهای گرم دیگه ای دارن نمونش خلخال و مشکین. سردابه

از ابهای گرم که بگذریم می رسیم به عروس ایران قله سر سبز سبلان  که فقط باید ببینید که چقدر خوشگله وقتی از شهر نگاه می کنی و برف اون قلش رو گرفته واقعا دیدنی می شه چه برسه بری به مشکین شهر که احساس می کنی چند قدم بری می رسی به اونجا

ولی خدایی صعود کردن بهش خیلی سخته  من خودم کم مونده بود که از دره اون سقوط کنم بعد حالا کی می اومد اینجا دوباره برای شما وراجی کنه . بالای قله سبلان دهانش یه دریاچه خوشکل هستش  که من از دریاچش براتون یه عکس گذاشتم  عمق دقیقی هم برای این دریاجه به دست نیومده چون خودتون تصور کنید که دهانه اتشفشان رو که چشمه باشه چه طوری می شه عمق رو گرفت ولی ابش خنک خنک ادم حسابی کیف می کنه وقتی دستش رو می اندازه تو اب ولی واقعا سرده باید مواظب بود یخ نزنه

                              این هم نوک قله سبلان و دریاچه خوشگلش

 


 

از جای دیدنی دیگه اردبیل دریاچه شورابیل اونه که تو فارسی یعنی اب شور الان یکی از بهترین جاهای دیدنی اردبیل به شمار میادش و قراره که برج نمادین سه قولو که قراره یگی از بزرگترین برچ های ایران بشه و بزرگترین مرکز تجاری  (شوراسنتر) تو اینجا  ساخته بشه(انشالله ) البته اگه خوب کار کنن و ما هم ببینیم و حسرت به دل نمونیم

جنگل فندق لو یک حنگل خدادادی که تابستون پر می شه از فندوق که برداشت از اون هم راحت چون از منابع طبیعی هستش که ملکیت خاصی نداره اما رفتن داخل جنگل تا حدی امکان پذیره داخلش اگه زیاد بری تو امکان گم شدنش هستش و گم شدن همانا و موقع گرفتکی هوا بدی هوا مورد طمعه قرار گرفتن توسط گرگ و خرس همانا

برسیم به مناطق تاریخی:

یه توضیح لازمه که اردبیل مثل استان اصفهان و تبریز خواستگاه سلسله  صفویه  بوده البیته معماری این استان بیشتر شبیه استان اصفهانه 

یکی از قدیمی ترین مناطق اردبیل موزه شیخ صفی الدین اردبیلی هستش که   درباره این شخصیت معروف فکر کنم خیلی شندید و من لازم نمی دونم اینجا براتون توضیح بدم واقعا قصه خیلی زیبایی داره که درباره اون هم فیلم های زیادی ساخته شده این موزه قبر شیخ اسماعیل صفوی و پایه گذاران این سلطنته همین طور که می دونید  بنیان گذار مذهب شیعه تو ایران همین صفویه بودن

این همه معروف ترین اثار تاریخی ایران که به ثبت جهانی رسیده و  ما به اون گنبد الله  الله می گیم

                      

                     

موزه شیخ صفی گبند حرم خانه  و گنبد شاه اسماعیل  با شمشیر ها . نمونه های از ظروف چینی اهدایی شاه عباس به بقعه  داره که یکی دیگه از چیزای مهمی که تو اینجا هستش چینی خانه هستش که تو سقف بقعه هستش که هر قسمتش به شکله یه ظرفی هستش که توش بوده که متاسفانه یکی از کشورها (که خدا لعنش کنه) اون  ظرفا رو ورداشته و به ما بر نمی گردونه

از دیگه اثار تاریخی مسجد جامع هستش که می گن امام حسن موقع برگشت از جنگ تو اینجا نماز خونده

بقعه شیخ جبرایل در کلخوران (این هم ماله سلسله صفوی هستش)بقعه شیخ حیدر .قلعه قههقه .کهنه قلعه  توی مشکین شهر و پل ۷ چشمه و پل سامانیان و تپه نادری(همون نادرشاه خودمون)

 

و اما خوردنی ها : از عسل که دیگه نباید چیزی بگم که خودتون می دونید یکی از معروف ترین سوغاتی هاست . حلوای سیاه هم که هم خیلی خوشمزه و هم خیلی سخته درست کردنش و از هر چی بگذریم سخن دوست نکوست همون معروف ترین خوشمزه ترین  غذای استان که همه بدون استثاء دوستش دارن همون اش دوغ محلی خودمونه که یه اماری بگیرید می بینید که چیه اکثرا کسای که خودن هننوز مزش زیر دندوانشونه  چون حق دارن واقعا خوشمزه هستش

گیلاس هیر . میوه های دشته مغان که خودمون در خوردنش هیچ کاریه ایم می دیم به اون ور اب تا زیاد قدرمون رو بدونن .انگور مشکین  و سیب زمینی

دیگه هر چی رو از این استان ندونید بی انصافیه این رو بزنید زیرش و هاشا کنید چون که واقعا هر چی هم اردبیل نداشته باشه و به خاطر هیچ چیز اون نباشه به خاطر این دوتا ... همه اردبیل رو می شناسن

یکیش وجود قهرمان پهلوان حسین رضازاده هستش که افتخار ایران و مخصوصا ما هستش  برای شناساندن این شخص فکر چیزی نمونده باشه که نگم چون رضازاده خودش شناخته شدهست با اون یا ابوالفضل گفتناش و  اون وزنه هاو قهرمان المپیک شدن

                  

 

 یکی دیگه از شخصیتا که واقعا واقعا خوبه و من ارادت خاصی بهش دارم علی دایی هستش همون اقای گل خودمون همون کسی که خیلی بهش ظلم شده سختی های زیادی کشید بازی های خوبی کردی ولی باز هم بی محلی و  تمسخر از مردم دیدش ولی اینقدر بزرگ وار که هیچ وقت صداش در نیومدش  همون کسی که تا حالا هیچ کسی نتونسته به اندازه اون گل بزنه همون شماره۱۰ تیم ملی که هر تیمی ازش وحشت داشت

       

 و شخصیت های مهم دیگه موذنی که شاید خیلی زیاد باصداش نماز خوندید افطار کردید  چه دل های که باصدای این موذن خدایی نشدنش مرحوم موذن زاده و برادرش معروف ترین مداح سلیم موذن زاده و  برادر زادشون ودوود موذن زاده فکر کنم اهل هنر بیشتر  بشناسن

علی اشکانی کشتی گیر فرنگی که خودش شناخته شدش چیزی دیگه لازم نیست دربارش بگم

دیگه درباره اثار دستی اردبیل چیزی نمی گم 

قرار باشه درباره اردبیل بگم  خیلی خیلی طول می کشه حوصه کتکت خوردن هم ندارم

همین که این ااخرین عکسه از گردنه زیبای حیران که راه استارا هستش که از اون ور کردنه مرز ایران و شوروی هستش

 دوستای گل به خدا شرمنده همتونم

می دونم خیلی خیلی شد ولی باور کنید خیلی خواستم کم کنم ولی تا این حد دیگه نتونستمم اردبیل خیلی بیشتر از اینا جای گفتن داره دیگه این رو می ذارم گردنه خودتون که خواستید بیاد اینجا  خودتون برید و بگردید و  چیرزای که نگفتم رو به من بگید

اخرین گفته  که اردبیل معروفه به شهر حسینی  به جای که عشقه حسین و ابولفضل داره از بچه ۵ ساله تا پیرمرد۱۷۰ ساله فقط یه بار مراسم عزاداری  اردبیل رو تو ایام محرم ببینید بعد می بینید که من چی می گم 

همین بازم شرمنده همه شما هستم

اگه خوندید که مننون همتونم نخوندید هم بازم ممنون و درکتون می کنم چون واقعا طولانی بودش

امیدوارم که هیچ جای نامفهومی نمونده باشه و بتونم چیزای خوبی گفته باشم

موفق باشید

تا آپ بعدی  خدا نگهدارتون


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |